در جمعی نشسته بودیم که یکی از اعضا خودخواهانه میگفت: «دیگی که برای من نجوشد، میخواهم سر سگ در آن بجوشد» برخی افراد همه چیز را صرفاً برای خود میخواهند و گمان میکنند این جهان با تمام گستردگیاش تنها سهم آنهاست و دیگران هیچ سهمی ندارند؛ غافل از اینکه مرگ و گذر از این جهان قصهای است که هر جانداری باید آن را بخواند و تجربه کند و قانون طبیعت برای هیچکس استثنایی قائل نیست و ما باید بدانیم که از نعمتهای الهی به گونهای بهره ببریم که انسانهای پس از ما نیز فرصت استفاده از آنها را داشته باشند.
ایران عزیز ما کشوری چهار فصل با تنوعهای طبیعی بسیار است؛ شمالش همچون سنگ زمرد چشمها را میرباید و دریای آبی جنوب و کوههای بکر غرب و شبهای کویر شرق از جمله زیباییهای کمنظیر این سرزمین هستند.
یکی از زیباییهای خاص کشورمان درختان بلوط در زاگرس میانی و جنوبی است. نگارنده که در استان ایلام، معروف به «عروس زاگرس» زندگی میکند بهطور قطع میتوان گفت طبیعت این استان به لطف درختان بلوط و کوهها و درههای بکر ظرفیت جذب گردشگر از سراسر کشور و حتی خارج از مرزها را دارد. اما متأسفانه سالهاست در فصل تابستان و با خشکی علفهای سطح زمین یا به علت سهل انگاری و بیتوجهی افرادی که از زیباییهای طبیعت استفاده میکنند درختان بلوط استان طعمه حریق میشوند و از بین میروند.
لازم است بدانیم که یک درخت بلوط حداقل باید بیست سال در دل خاک آن منطقه رشد کند تا ثمر دهد و این موضوع اهمیت ویژه و ارزشمند این درخت زیبا را نشان میدهد و حفاظت از این میراث طبیعی نه تنها وظیفه ما در برابر نسل امروز، بلکه مسئولیتی سنگین در قبال نسلهای آینده است.
بیاییم با هم حافظ و مراقب طبیعت باشیم و هرگز گمان نکنیم این طبیعت تنها سهم ماست و آیندگان حق بهرهمندی از آن را ندارند. حفظ طبیعت و منابع طبیعی کشور مسئولیتی جمعی است که نمیتوان آن را به فرد یا گروهی خاص محدود کرد.هر یک از ما باید با رفتارهای مسئولانه و آگاهانه، سهم خود را در حفظ محیط زیست ادا کنیم. از بین رفتن درختان بلوط تنها یک فاجعه زیستمحیطی نیست، بلکه از دست رفتن میراثی است که به نسلهای آینده تعلق دارد. اگر امروز به فکر طبیعت نباشیم، فردا فرصت جبران وجود نخواهد داشت. پس بیایید با هم و برای آیندهای بهتر دست به دست هم دهیم و حافظ بلوطهای این سرزمین باشیم.









دیدگاهتان را بنویسید