×

باران

  • کد نوشته: 2521
  • ۱۷ آذر ۱۴۰۴
  • ۰
  • باران که می‌بارید، چک‌چکِ آب در خانه‌های گِلی، آنگاه که از لای چوب‌های چنار و نی‌های سقف فرود می‌آمد، سرشار از دلشوره بود. وقتی باران کمی می‌ایستاد، کفش‌های لاستیکیِ آمادهٔ ترمیم ـ که به آن «پاسا» می‌گفتند ـ از گنجه بیرون می‌آمد. کاه و نمک هم به یاری می‌آمد تا شاید علف‌های هرز بر پشتِ بام نرویند و باران با خیالی آسوده‌تر ترانه بخواند.
    باران
  • باران که می‌بارید، برای برخی که در کوچه‌های آسفالت شهریِ امروز با چترهایشان آواز می‌خواندند، تنها ترانه‌ای بود شاد و بی‌دغدغه؛ اما برای اهلِ ده و آبادی، باران مفهومی دیگر داشت.

    باران که می‌بارید، چک‌چکِ آب در خانه‌های گِلی، آنگاه که از لای چوب‌های چنار و نی‌های سقف فرود می‌آمد، سرشار از دلشوره بود. وقتی باران کمی می‌ایستاد، کفش‌های لاستیکیِ آمادهٔ ترمیم ـ که به آن «پاسا» می‌گفتند ـ از گنجه بیرون می‌آمد. کاه و نمک هم به یاری می‌آمد تا شاید علف‌های هرز بر پشتِ بام نرویند و باران با خیالی آسوده‌تر ترانه بخواند.

    برای کودکانِ مدرسه‌روی آن سال‌ها، باران رنج‌های بسیاری نیز به همراه می‌آورد: راه‌های دور خانه تا مدرسه، کفش‌های لاستیکیِ وصله‌دار، رفتن در میان جاده‌های گِلیِ چِلپ‌چِلپ، و تماشای نگاهِ تندِ سرِدار مدرسه که تازه دردسرهایش آغاز می‌شد. گاه مدیر مدرسه به کمک می‌آمد و پیش از مراسم آغازین، برنامه‌ای به نام «کفش‌پاک‌کنی» اجرا می‌شد.

    باران برای چوپانانِ آبادی هرچند دمی آسایش می‌آورد، اما زبان‌بستگانِ طویله نیز باید از آن سیاهی‌ها بیرون می‌آمدند و هوایی تازه می‌خوردند و اسطبل‌ها تمیز می‌شد. باران‌های قدیم را «هفته‌بار» می‌خواندند که به آسانی نمی‌ایستاد. بخاری‌های هیزمی روایتگرِ آب و آتش بودند و اندکی بعد در آبادی سیل جاری می‌شد. هیجانِ کودکانهٔ ما و بغضِ نشسته بر گلوی پیران ـ که آبادی زمین‌هایشان را می‌برد ـ در خاطر مانده است. کودکان به تماشای هیاهوی باران می‌شتابیدند و پیران به نگاه‌بانیِ خاکِ مزرعه‌هایشان تا دور‌دست‌ها و ره‌آوردِ زحمت‌شان.

    اما باران زندگی بود و سرشار از برکت.

    ای کاش، مانند روزگاران گذشته، باران ببارد.

    نویسنده: محمد رستمی
    منبع: طلوع ایلام
    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *